close
نازچت

داستان

داستان

تبلیغات

جستجوگر

صفحات جداگانه

آمارگیر

  • :: آمار مطالب
  • کل مطالب : 174
  • کل نظرات : 4
  • :: آمار کاربران
  • افراد آنلاين : 1
  • تعداد اعضا : 2
  • :: آمار بازديد
  • بازديد امروز : 100
  • بازديد ديروز : 34
  • بازديد کننده امروز : 11
  • بازديد کننده ديروز : 24
  • گوگل امروز : 0
  • گوگل ديروز: 1
  • بازديد هفته : 1,570
  • بازديد ماه : 3,118
  • بازديد سال : 44,745
  • بازديد کلي : 48,564
  • :: اطلاعات شما
  • آي پي : 54.156.93.60
  • مرورگر :
  • سيستم عامل :
داستان کوتاه عیادت از همسایه(طنز)

ناشنوایی خواست به احوالپرسی بیماری برود. با خودش حساب و کتاب کرد که نباید به دیگران درباره ناشنوایی اش چیزی بگوید و برای آن که بیمار هم نفهمد او صدایی را نمی شنود باید از پیش پرسش های خود را طراحی کند و جواب های بیمار را حدس بزند...........


ادامه مطلب